تبليغاتX
کوله پشتی

کوله پشتی

Say Hello

سه سال گذشته...

من که باورم نمیشه.

امرزو که بعد از سه سال اومدم ایتجا باورم نمیشد که پسورد اینجا رو یادم مونده باشه...

الان درکم از این موضوع اینه که زندگی چه زود میگذره.من سه سال گذشته رو با کلی مشکل گذروندم اما انگار همش یه ثانیه بوده.تو این سه سال خیلی اتفاقا افتاده و مهمترینش هم اینه که من دیگه کوه نمیرم.فکر کنم از اول سال ۸۵ تا الان.

خودم هم باورم نمی شد سرنوشتم اینطوری که الان هست بشه.البته خدا رو شکر که هنوز نفس میکشم و زندم .با یه آرزو و کلی رویا.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 21:52  توسط پدرام  | 

~Say Something~

پارسال همین موقع ها بود من هم نوشتن اینجا رو شروع کرده بودم هم کوهنوردی رو.اما امسال ....

نه می تونم کوه برم نه وقت میکنم بیام اینجا .البته وقت هم دارم اما دیگه نه دلخوشی دارم نه اشتیاق.!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مهر 1385ساعت 19:33  توسط پدرام  | 

تولد اینجا?!

خیلی جالبه اینجا ۱۲ روز پیش  تولد یک سالگیش بوده اما من این رو فراموش کردم.

 

کوله ما هم یکساله شد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 19:13  توسط پدرام  | 

یه مدته که حوصله هیچی ندارم.حتی حوصله اینجا رو هم ندارم.

۱۵ ماه مونده ...سربازی هم خدایی مکافاتی شده برای من

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 19:25  توسط پدرام  | 

!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 19:24  توسط پدرام  | 

صــادق.هدایـــت

 

 

 

 


به تازگی کتابی در مورد صادق هدایت در سری تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران از سوی نشر روزنگار منتشر شده است که حاوی نکاتی قابل تامل درباره این نویسنده ایرانی است. تاکنون در مورد هدایت کتاب ها و مقالات زیادی نوشته شده است که تلاش شده تا زندگی و آثار او را به شیوه های گوناگون  تحلیل و بررسی کنند. با این حال هدایت همواره یکی از پیچیده ترین و دست نیافتنی ترین نویسندگان ایرانی بوده است. نکته قابل توجه در کتاب تازه منتشر شده در این است که ادعاهای تازه یی از سوی نزدیکان و بستگان هدایت در این کتاب بیان شده است. این اظهارات گرچه در تناقض با یگدیگر است، اگر صحت آن ها تایید شود می تواند افشای بسیاری از ناگفته ها در مورد خالق بوف کور باشد. کتاب در برگیرنده سه گفتگوی مجزا با جهانگیر هدایت، میترا هدایت و انور خامه ای است. جهانگیر هدایت قبل از این بارها در مورد هدایت نوشته و مصاحبه کرده است و هر چه می گوید در این کتاب در واقع تکرار حرف های گذشته است. انور خامه ای نیز سال ها پیش در کتابی به نقل خاطرات خود از صادق هدایت پرداخته است. گفتگوی میترا هدایت در واقع برای بار نخست انجام می شود. میترا هدایت؛ برادر زاده صادق هدایت، متولد1336 در تهران است. زمانی که او به دنیا می آید، شش سال از مرگ صادق هدایت می گذرد. با این اوصاف آنچه او در مورد هدایت می گوید چیزهایی است که در خانواده هدایت در مورد عمویش بگوش او خورده است. میترا هدایت در گفتگویی که از او در این کتاب به چاپ رسیده است با صراحت ادعاهایی جسورانه را در مورد زندگی شخصی هدایت مطرح می کند. این ادعاها قبل از هر چیز اگر که صحت داشته باشد، پرده از بخشی از ناگفته های زندگی صادق هدایت برمی دارد که در تحلیل زندگی وآثار هدایت، می تواند بحث های جدیدی را دامن بزند و برخی از تحلیل های قبلی را مهر باطل بزند. میترا هدایت در این گفتگو بی پرده از روابط هدایت با برخی از زنان برمی دارد. متیرا هدایت معتقد است که زن عموی هدایت به نام درخشنده که زن دوم کریم هدایت بوده است، الگوی زن لکاته بوف کور است. او خود در مقدمه گفتگویش می نویسد:« با وجود این که برایم مثل روز روشن است نظرات مطرح شده ی من در این گفتگو می تواند برای عده ای تلخ و ناگوار باشد، در عین حال می تواند روشنگر راهی باشد برای کسانی که می خواهند با این نویسنده ی برجسته آشناتر شوند. آن چه در این گفتگو آمده است از تجارب شخص من از این خانواده و آن چه شنیده و دیده ام سرچشمه گرفته است

آنچه میترا هدایت در مورد هدایت می گوید برملا کننده اسرای از زندگی شخصی صادق هدایت است که بنابر ادعای او حتی می تواند در تحلیل دیگری از بوف کور بکار آید. گفته های میترا هدایت به شایعه یی در باب صادق هدایت دامن می زند که هدایت با زنی رابطه داشته است که بنابراین ادعای به اثبات نرسیده، در حال حاضر نیز نوه ای ازصادق هدایت در قید حیات است.

میترا هدایت در بخشی از گفتگویش  در ارتباط با روابط صادق هدایت با عمویش یعنی کریم هدایت و زنش به نام درخشنده می گوید:« دکتر کریم خان زنی می گیرد که بچه دار نمی شود. در آن زمان بیش از امروز بچه دار شدن برای خانواده ها مهم بوده است. درخشنده با تفاوت سنی بسیار زیادی زن دکتر کریم خان یعنی شوهر عمه اش می شود. بعدها درخشنده خانم بچه دار می شود. صادق به عمویش علاقه داشت و چون ان ها در شیراز زندگی می کردند به دیدن آن ها می رفته است.»

و در جایی دیگر می گوید:« بازنکته ای را که می خواهم بگویم از اسرار خانوادگی است. درخشنده خانم، زن مرحوم دکتر کریم هدایت که از اقوام هم بود، معشوقه هدایت بود و صادق او را دوست داشت.»

و کمی بعد می گوید:« هدایت با زن رابطه جنسی هم داشته اما از یک جایی به بعد این روابط را قطع می کند و آن زمانی است که صادق خودش را کشف کرده و از زن بدش می آید. در حقیقت آن زمان که از زن بدش آمده، از گذشته ی خودش و از کارهایی که می کرده و از همان روابطی که داشته بدش امده، لذا در فعالیت ادبی اش هم بی نهایت تاثیر گذاشته است»

و درجایی هم می گوید:« او اکثرا زمانی که دکتر کریم هدایت ماموریت داشته است به منزل دکتر می رفته و با آن ها رفت و آمد می کرده است. چه در زمانی که در شیراز بودند و نیز زمانی که به تهران می آیند.»

ناگفته نماند که دیگر برادرزاده صادق هدایت؛ جهانگیر هدایت در همین کتاب نظراتی کاملا خلاف نظرات میترا هدایت؛ برادر زاده صادق هدایت دارد.

 

منبع: آدم و حوا

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 16:45  توسط پدرام  |