سر بازی یا سر سره بازی؟

اسم سربازی اومده من پر کار شدم

هفته پیش خیلی بهم خوش گذشت.برعکس این هفته که اصلآ خوش نمیگذره(چون باید بمونم توی خونه)

البته اتفاق های جالبی هم برام افتاد.یکیش این بود که یکی از همراهامون  کیفش رو موقعی که برای صبحونه وایستاده بودیم توی یکی از استراحتگاهها جا گذاشت.البته این موضوع رو ما شیر پلا فهمیدیم و مجبور شدیم بر گردیم پایین.به خاطر همین نتونستیم بریم قله و به جاش رفتیم سمت ایستگاه ۵

و اونجا هم اومدیم زرنگ بازی در بیاریم با تله کابین بریم پایین که چشمتون روزه بد نبینه

۳ ساعت توی صف معطل بودیم و البته دلیله این کار همراه نبردن هدلامپ و چراغ قوه بود.اگه نه میتونستیم ۲ ساعته از ۵ بریم پایین.به هر حال شاید این چون اولین کوهنوردیه من  توی برف بود اینقدر برام لذت بخش بود.

هواشناسی اعلام کرده که از هفته دیگه برف و بارون از سمت غرب و شمال غربی وارده ایران میشه

هفته دیگه (فکر کنم اشترانکوه)

سربازی!!!!!!!!!!!!!!!!!

خوب خبره داغ امروز پست کردن دفترچه اعزام به خدمته منه

از قراره معلوم به خاطر عید غدیر قراره غیبت اونای که تا حالا اقدام برای سربازی نکردن بخشیده بشه.منم به خاطر یه چند تا مشکل ترجیح دادم که از این فرصت استفاده کنم و خودم رو معرفی کنم.و خوب اینجوری که معلومه باید منو ۱ ماه دیگه و حداکثر تا بعد عید توی لباسه آش خوری ببینید.

البته به جز اموزشی  فکر کنم که بقیه سربازی هتل باشه(به لطف پدرم)

راستی برنامه این هفته گروه ۲  روزه و یه برنامه کویر(طرفای کاشان)هرچند که من نمیتونم برم.مهمون داریم هوارتا

دیگه این اخرین بارهایی که من میتونم برم کوه و باید از هفته دیگه تمامه تلاشم رو بکنم که بتونم نهایت استفاده رو از این ماهها ببرم.چون ۲ سال باید آش بخورم

بازم من؟؟؟؟چه اتفاقی!!!!!!!!!!!!!!

امروز بر حسب اتفاق وقت کردم که یه سری هم بزنم نت و بیام اینجا.

خودم خجالت کشیدم.اخه چقدر نیومدن چقدر ننوشتن.(هرچند که برای خیلی ها اهمیتی هم نداره)

هرچند که امروز که وبلاگم رو دیدم دلم تنگ شد یعنی فهمیدم چقدر دلم براش تنگ شده.حالا...

مینویسم.دوباره البته اگه بشه.اگه بتونم.چقدر اگه گفتم.

راستی هفته پیش یکی از بهترین کوهنوردی های من بود.هرچند که این هفته از بد شانسی من به خاطر سرما خوردگی نتونستم برم و یک هفته تونستم بخوابم.اما خیلی بد مزه بود.تلخ ...اه اه اه ..نمیدونین که چی  رو میگم.دارو؟؟؟ نه بابا .یادش بخیر

به قول شعر فرمان فتعلیان...

حالا من موندمو اون خاطره ها با یه کوله بار غصه ها

                                                                    کیه باور بکنه حرفای من......